چند وقت پیش خواهرم یه سیدی آورد که داخلش پر عکسهای جورواجور بود و گفت که یه نگاهی بیاندازم چون به نظرش خیلی جالب بودند. عکسهای حیوانات و خانهها و ماشینها و... عکس دیدن برای من یک سرگرمیدست اول به حساب میآید. نه عکسهای هنری، همین عکسهای معمولی که بعضیهایشان هم واقعن مبتذل هستند. اما داخل سیدی چیزهایی بود که من را خیلی بیشتر سرگرم کرد. گفتم یک تعدادی از آنها را اینجا بیاورم که شما هم ببینید. یک فولدر آنجا وجود داشت که اسمش آرتیست بود. خب حدس میزدم که چه جور آرتیستهایی آنجا باشند. احتمالن یک مشت عکس دی کاپریو در تایکتانیک و جنیفر لوپز و... اما خیلی بیشتر از اینها بود:
این نانسی است. بک گراند موبیایل نوکیای جوات خاله من همیشه یکی از عکسهای همین آدم است. من نمیدانم صورت پف کرده و چشمهای ریزش برای چه کسی جذابیت دارد. فکر کنم اگر مرلین منسون خواهری داشته باشد همین شکلی باشد. الان دقت کنید اگر همین آدم یک لنز سفید به یکی از چشمانش بزند میشود خود منسون و آن روسری نکبتی را هم از کلهاش بردارد. در این عکس خندهاش مشخص نیست، وقتی میخندد واقعن من میترسم، احساس میکنم الان به منسون ترنسفرم میشود. با آن دهان گشاد و لبهای گوشتالواش. من هیچوقت از قیافهی یک نفر اینقدر بدم نیامده است.
این را همه میشناسند. معین است. با خودش چی فکر میکرده که کت سبز با پیراهن مشکی پوشیده؟ عینکش را نگاه کنید. من شک دارم این عینک در هیچ بافت زمانی و مکانی زیبا بوده باشد. دقیقن مثل کت سبز. شده دقیقن شکل فلندر در سریال سیمپسونها. در نگاهش یکجور احساس گناه وجود دارد. شرط میبندم خودش هم راضی نیست از اینکه خواننده شده و الههی ناز میخواند. اگر اینجا بودید یکم صدایش را برایتان تقلید میکردم. خودتان به چهرهاش نگاه کنید و بعد صدایش را در ذهنتان تجسم کنید.

این را هم همه میشناسند. مهستی. کاور آلبوم "خدا خواسته!" باز به قیافه اش دقت کنید و موهایش که مثل یال شیر شانه شده میماند و سینههایش که مثل پستان گاو شیرده است. هیچ کس نمیداند چه در ذهنش میگذشته وقتی این عکس را گرفته؟ مثلن میگفته: خدا خواسته، خدا خواسته که من باز آلبوم جدید بدم که هوادارام بیشتر از این منتظر نمونن. خدا خواسته... چه تیپی زدم. (در ضمن آن فونت انگلیسی که در کاور مشاهده میشود گمانم جند.ه ترین فونت انگلیسی جهان باشد، در نصف کاورها و کلیپهای لوس انجلسیها از همین فونت استفاده شده).

این هم شادمهر است. من متاسفانه که از اخبار کارهایش عقب ماندم. حتمن اگر کسی خبری از این بنده خدا دارد من را در جریان بگذارد. در ضمن کسی تا به حال عکسی از شادمهر دیده که نیمهی چپ صورتش در آن عکس مشخص باشد؟! من که ندیدم. فکر کنم نیمهی دیگر صورتش سوخته باشد. حالا هرچی هست خواننده پاپ حداقل باید یک ریزه اعتماد به نفس داشته باشد. یعنی چه اتفاق وحشتناکی میافتد اگر چهارتا عکس تمام رخ منتشر کند؟

و اما این گوگوش است. کماکان به قیافهاش نگاه کنید. دو سه روز پشت سر هم که آدم بخوابد صورتش اینقدر پف نمیکند. اما خب در عوض اعتماد به نفسش را داشته که به نظر خودش خیلی خوشگل میرسد و واقعن هم همین کافی است تا در هشتاد سالگی دوباره هوس کند روی صحنه برود و صدایش را به سرش بکشد.

شکیلا. کاور اشک مهتاب. به نوع نگاه و لبخند ظریفش توجه کنید و آن قطره آبی که آن وسط چکیده شده. و مدل موها و لباسی که تمام گردن را پوشانده. چقدر خانم است این شکیلا. حجب و حیائش همه را تحت تاثیر قرار میدهد. الان اگر دهن باز کند چیزی جز شعر حافظ و مدح علی بیرون نمیآید. جدن جمهوری اسلامیتر و خوشک را با هم سوزانده. ببینید چه جواهری در لس انجلس زندگی میکند و ذرهای هم تحت تاثیر فرهنگ غربی قرار نگرفته است.

شاه و خانواده سلطنتی. علیرغم همه زلم زیمبوهایی که ممد رضا و خانواده به سروکلهشان آویختهاند نمیدانم چرا اینقدر بدبختیشان توی چشم میزند. قیافهی فرح مثل زنهای کتک خورده است. انگار تا همین ده دقیقه قبل از عکس مشغول کلفتی بوده است. بچهها را نگاه کنید. همین الان مادرشان با دامنش دماغشان را گرفته است. صورتهای سوخته و مات و موهای بهم ریخته. مثل ندیدهها دهانشان وا مانده و آینه کاریهای سقف را نگاه میکنند. ممد رضا معلوم نیست این بیچارهها را کجا بزرگ کرده. قیافهی شاه را نگاه کنید. مثلن شاه یک مملکت است. همین الان تاج و لباسش را در آورید با شوهر خالهی قوزپشت من هیچ فرقی ندارد. یک مشت مدال بیخود هم به گردنش آویخته که معلوم نیست نشان دهنده کدام دلاوریهایش است. مرده شور اشراف را ببرند اما اینها تهی از هرگونه اشرافیت هستند. بدبختند. دقیقن مثل سوپر استارهای آن زمانمان که مثلن همین گوگوش باشد. آدم دلش برایشان میسوزد. قیافهها را نگاه کن!
